پیوند موسیقی ایران و اَران

از دریای مازندران تا دریای پارس گستره ایران کنونی است که از دیرباز اقوام کرد, آذری, خوزی یا خوزستانی، بلوچی، مازندرانی، خراسانی، گیلک پارس لر بختیاری و… در آن زندگی می‌کنند.
تهران(پایتخت) نیز ایران کوچکی است که از همه ایرانیان از جاهای گوناگون در این شهر بزرگ با دوستی و مهر در کنار هم به سر می‌برند و با زبان مشترکشان که فارسی است با یکدیگر سخن می‌گویند.


درباره نواحی خوش یا موسیقی ایران نیز چنین است یعنی موسیقی دستگاهی یا سنتی از آواهای نواحی ایران تشکیل شده است که بخش همراه با شعر یا موسیقی با کلام با زبان فارسی که همان زبان مشترک همه ایرانیان است خوانده می‌شود. بنابراین برخی از آوازها و گوشه‌های نواحی خوش دستگاهی (سنتی) به نام شهر و نواحی ایران است مانند: آذربایجانی، توسی، بیات اصفهانی، بیات شیراز، زابل، بیات کرد، قره باغی(در ردیف آوازی اصفهان)، دیلمان، دشتستانی، شوشتری، بختیاری….

اقوام ایرانی در درازنای تاریخ در غم و شادی، پیروزی شکست، حماسه‌ها در کنار هم بوده اند و نواحی خوش نیز این ماجراها را با زبان خود که همان آواها و نغمه‌ها است روایت کرده استو بنابراین پیوستگی موسیقی نواحی ایران به سبب گذشته شان بسیار عمیق است.
پس از قرارداد ننگین ترکمن‌چای در روز اول‌ اسفندماه‌ ۱۲۰۶ خورشیدی‌ (۵ شعبان‌ ۱۲۴۳ قمری‌ ـ ۲۱ فوریه‌ ۱۸۲۸ میلادی‌) و تجزیه بخشهایی از ایران که هم اکنون با نام ایران فرهنگی می‌شناسیم سرزمین اران(جمهوری آذربایجان) که بخشی از خاک ایران بود شامل این جدایی شد.

اما علی رغم تلاشهای بسیار دولت استعمارگر روس و پس از آن اتحادیه موسوم به جماهیر شوروی برای بی هویت ساختن مردم این ناحیه‌ی مشترکات فرهنگی اران با سرزمین مادر هرگز از بین نرفت که یکی از این پیوندهای ریشه دار و تاریخی، نوای خوش یا موسیقی بود.
با پژوهش اندکی درباره موسیقی اران در می‌یابیم که نام مقامهای آن منطقه، هم‌نام با گوشه‌ها آوازها و دستگاه‌های ایران است مانند: ماهور، شور، سه گاه، چهارگاه، بیات اصفهان، بیات شیراز، بسته نگار، خاوران، دلکش، راست و…

اشغالگران با حذف فاصله‌های ویژه موسیقی ایران کوشش بسیار کردند تا رنگ موسیقی اران را به فضای موسیقی غرب نزدیک کنند اما نوازندگان، عاشیق‌ها, و خنیاگران اران دل از مهر نوای خوش مام میهن که در جان و روانشان جاری بود بر نداشتند و استقبال و پشتیبانی مردم از آواها و نواحی تاریخی شان به پاسداری از این هنر ارزنده ایران زمین کمک بسیار کرد.

یکی از پر آوازه ترین خنیاگران اران(جمهوری آذربایجان) استاد‌هابیل علی اف نوازنده چیره دست کمانچه است که در پاییز ۱۳۸۴ در تالار وحدت به اجرای برنامه پرداخت، پس از اجرایش فرصتی دست تا با او به گفتگو بنشینیم.

بهتر دیدم بخش‌هایی از این گفتگو را در مقاله پیش روی بیاروم تا از زبان این هنرمند پیش کسوت نزدیکی و پیوند موسیقی اران با نوای خوش سرزمین مادر را بهتر بشناسیم.

گفتگو با استاد‌هابیل علی اف با عنوان آرشه‌‌‌بر دل ۱۶ اسفند ۱۳۸۴
روزنامه همشهری شماره ۳۹۳۹

پرسش: پیوند موسیقی ایران و جمهوری آذربایجان را چگونه می‌بینید؟
پاسخ : موسیقی ایران و آذربایجان از نظر من با هم تفاوتی ندارند, هر دستگاهی که شما دارید ما هم داریم مانند: ماهور، شور، اصفهان، چهارگاه ….

پرسش: فکر نمی‌کنید با حذف ربع پرده‌های بین موسیقی ایران و آذربایجان(اران) فاصله افتاده است؟
پاسخ: در آن زمان ربع پرده‌ها را از آن جهت حذف کردند تا بتوانند موسیقی ایران و آذربایجان را از هم جدا کنند این کار در واقع یک تهاجم فرهنگی بود.در دانـشـکده موسیقـی این فواصـل را دیگــر به کــار نمی‌گیرند البته از روی سازها شاید بتوانند، اما این پرده‌ها را از روی قلب‌ها هرگز.

پرسش: آیا شما در کـارهایتان از ایـن ربع پرده‌ها استفاده کرده‌اید:
پاسخ: بله، برای نمونه در اجرایی که با آقای شجریان داشتم، اگر دقت کنید متوجه می‌شوید که من از تمام این فواصل استفاده کرده‌ام.

پرسش: در جمهوری آذربایجان(اران) قطعات آهنگسازان غربی را با تار اجرا می‌کنند، توضیح دهید هدف از این کار چیست؟
پاسخ: غربی‌ها می‌گویند که ما عقب افتاده‌ایم!؟ ولی ما با این کار می‌خواهیم به آنها ثابت کنیم که می‌توانیم با آلات موسیقی‌مان قطعات آنها را اجرا کنیم، اگر آنها هم می‌توانند، قطعات ما را اجرا کنند، اما آنها نتوانستند این تاثیر را بر روی ما بگذارند، ما یک شاعری داریم به نام بختیار وهاب زاده او می‌گوید، موسیقی شرق بر روح انسان اثر می‌گذارد، اما موسیقی غرب بر روی پا.

پرسش دیگری ندارم اما اگر شما سخنی برای علاقمندان به هنرتان در ایران دارید بفرمایید.
پاسخ: من ایران را خیلی دوست دارم تا اندازه‌ای که وقتی در باکو [بادکوبه] هستم، همیشه دلم اینجاست من ایران را میهن خودم می‌دانم و خیلی از کشورها از من برای اجرای برنامه دعوت کردند اما من نپذیرفتم و دوست داشتم در ایران برنامه داشته باشم، من با کمانچه خداحافظی کرده بودم اما این اجرا برای این بود که با ایران خداحافظی کنم، خیلی غمگین هستم احساس می‌کنم دیگر ایران را نمی‌بینم.

یادآوری کـنم که استاد‌هابیل علی‌اف بنابر آن چه که خود می‌خواستند آخرین اجرای خود را در ایران داشتند و در سرزمین مادری با کمانچه خداحافظی کردند.

سخنان این هنرمند و احساسات ژرف و زیبای او نسبت به مام میهن در خور نگرش برای بیگانگان و وابستگان است تا شاید دریابند که با برپایی حکومت‌های زاده‌ی استعمار و مرز تحمیلی نمی‌توانند سرزمین‌های ایران را از ریشه‌هایشان جدا کنند زیرا آرمان ما فلات ایران به زیر یک پرچم است.

یعنی وحدت همه مردمان ایرانی تبار و همه سرزمین‌های ایرانی نشین.